پرونده شماره یک(زوج منطقی)


در دعاوی خانوادگی به اعتقاد من مقصر دو نفر هستن چه زوج یا همون آقا و چه زوجه که همون خانم هستش میزان این تقصییر خود طرفین بهتر از هر کسی میدانند اما همیشه میخواهند خودشان را بی تقصییر جلوه بدهند.
یه روز که در دفتر در حال مطالعه بودم منشی درب اتاق را بعد از زدن درب باز کرد که یک شخصی میخواهد مشاوره بگیرد،بهش گفتم خب مگر نمی دانی

باید چیکار کنی ابتدا پذیرشش کن و سپس راهنمایی شان کنید.آن شخص پس از پرداخت حق المشاوره از سد مشی گذشت و به داخل اتاق اومد مردی مسن با ریشی سفید به احترام تمام موکلین از جا برخواستم و تقاضای نشستن کردم به ایشان گفتم بفرمایید چه کمکی از دست بنده بر می آید.
گفت :من و خانمم ۲۲ سال با هم زندگی می کنیم چندتا بچه داریم اما الان خانمم رفته مهریه اش گذاشته اجرا عرض کردم مهریه اش چقدر است که با بغض در گلو ۵۰۰ عدد سکه را بر زبان آورد،در فکر خود حساب و کتاب کردم که اول در آن سالها چطور همچین مهریه ای را زدند که همین سوال پرسیدم گفت که اون موقعه من جوانی بودم خام و همش بهم میگفتن کی مهریه رو داده کی گرفته ما داخل خانواده رسم مهریه گرفتن نداریم و این هم بخاطر اینه که رسم است میزنیم.
به ایشان گفتم مگر نمی دانستنی مهریه حق زن است و عندالمطالبه،چرا می دانستم ولی آن زمان عاشق بودم.
حال چه الان عاشقی گفت که عاشق فرزندانم هستم نمی خواهم که زندگیم از هم بپاشه چیکار باید کرد؟؟
میخواهید من با همسرتان صحبت کنم شاید آن هم دلیلی برای این کار داشته باشد.با تلفن دفتر به همسرش تلفن زدم و پس از معرفی خودم مشکل را از او جویا شدم که او هم برای خود دلیل داشت که این چند سال در زندگی ایشان زحمت کشیدم و چیزی از خود ندارم
آیا با مهریه گرفتن چیزی به دست خواهید آورد به چه می رسید ؟به چه بهایی ؟می دانید دعاوی خانوادگی تاوان دارند؟مخصوص اگر اطرافیان متوجه موضوع شوند آنهم افرادی که خیر خواه نیستند پشت تلفن گفت که من چه کنم؟عرض کردم شما فرزند دارید و آنهم ۲۲ سال پشتوانه محکم زندگی را بهمراه دارد این راهش نیست باید حضوری تشریف بیاورید صحبت کنیم با حضور همسرتان چرا که بیشتر مشکلات خانواده از همین صحبت نکردن هاس، پس از خداحافظی با خانم به مرد گفتم به نظرتان ایشان حق ندارد گفت بله من تمام زندگیم متعلق به خانواده ام است من برای این ها زندگی میکنم و در دار این دنیا جز آنان سرمایه ای ندارم.به ایشان گفتم در این چند سال چه به دست آوردی منظورم مالی است گفت من یک منزل دارم با یک مغازه خودمم هم کارمند هستم.خب ایا همه اینها را تنها به دست آوردی همسرت در بدست آوردن نقشی نداشت ،آقای وکیل من حق المشاوره پرداختم از همسرم طرفداری میکنی؟من از حق طرفداری میکنم.
کمی آرام باشید عرض میکنم قبل از اینکه ازدواج کنید از خود چه داشتید؟پاسخ داد یک لیسانس و دیگر هیچ
خب ایا این اموال را تنها به دست آوردید چرا قبل ازدواج چیزی نداشتید.مکث کرد و گفت حق با شماست
باز از ایشان پرسیدم که فرمودی لیسانس داری آیا به تنهایی آن را گرفتی ؟پدر و ماردتان نقشی نداشتن؟مادرم که چند سالی است از پیش ما رفته.
خدارحمتش کنه
آنها برای من و بقیه بچه ها زحمت زیاد کشیدن تا ما به جایی برسیم
دیدین به تنهایی موفقیت حاصل نشده حداقل برای شما
حال چه کنم زندگی ام را نجات بدم عرض کردم اول اینکه باید بخواهید به گفتن کلام نیست
من به شما پیشنهاد میکنم فکر کنید بعد تصمیم بگیرید.
همانطور که خودتان گفتید برای نجات زندگی باید از بعضی از خواسته ها گذشت،حق ایشان را باید پرداخت
آقاااای وکیل ،
صبر کنید حرفم تمام شود مطابق قانون این مهریه حق زن است و هر وقت خواست می تواند بگیرد پس این ها را زمانی باید فکر میکردین که آن امضاها را در ذیل عقد نامه میزدید.
حال راهی که من برای شما توصیه میکنم با این سالهای زندگی سازش با خانم است
یعنی چه؟ هنوز دادگاه نرفته محکوم شد ه ام عرض کردم با ان امضا ها شما محکوم هستید
دنبال راه چاره باش ،حاضر هستی توافق کنی ؟
چه جوری
مقداری از اموالت را به نام خانم کنی؟
اگر زندگیم نجات پیدا میکند بله اخه من همسرم بچه هام دوس دارم
خب من یه پیشنهاد میدهم در قبال قسمتی از مهریه نیمی از مغازه را به نام ایشان کنید و در مقابل نیم دیگر منزل مسکونی
گفت اینجوری که چیزی دیگه ندارم .
عرض کردم اشتباه می کنید،اول اینکه مهریه همسرت را پرداختی و دینی به عهده نداری دوم زندگی ات را نجات دادی و اینکه هم خانه ات را داری هم مغازه ات
فکری با خود کرد و گفت حق با شماست

دوستان همراه در دعاوی خانوادگی بایستی احتیاط کرد همیشه طرح دعوا راهش نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *